یکشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۳

Fwd: آدم کوتوله ها در ایران

video video video
سلام
اخیرا شایع شده که آدم های کوتوله در ایران پیدا شده اند و این سه فیلم را نیز منتشر کرده اند ..
به نظر من که دروغ هست و ساختگی ولی دیدنش بد نیست
در یک جا نوشته اند قلعه ی خویدک یزد و در جای دیگر برای همان فیلم نوشته شده در سقز ..

شنبه، آبان ۲۷، ۱۳۹۱

تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده ام

بس كه جفا ز خار وگل ديد دل رميده ام

همچو نسيم از اين چمن پاي برون كشيده ام

شمع طرب ز بخت ما آتش خانه سوز شد

گشت بلاي جان من عشق به جان خريده ام

حاصل دور زندگي صحبت آشنا بود

تا تو ز من بريده اي من ز جهان بريده ام

تا به كنار من بودي بود به جا قرار دل

رفتي ورفت راحت از خاطر آرميده ام

تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسي من به خدا رسيده ام

چون به بهار سر كند لاله ز خاك من برون

اي گل تازه ياد كن از دل داغديده ام

يا ز ره وفا بيا يا ز دل رهي برو

سوخت در انتظار تو جان به لب رسيده ام

چهارشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۹۱

چهار برادر


 
چهار برادر خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و آدم های موفقی شدند.
چند سال بعد، بعد از میهمانی شامی که با هم داشتند در مورد هدایایی که برای مادر پیرشون که دور از آنها در شهر دیگری زندگی می کرد ،  صحبت میکردند.
اولی گفت : من خانه بزرگی برای مادرم ساختم
دومی گفت : من یک سالن سینمای یکصد هزار دلاری در خانه ساختم
سومی گفت : من ماشین مرسدس با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره
چهارمی گفت : همه تون می دونید که مادر چه قدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و میدونین که دیگر هیچ وقت نمی تونه بخونه، چون چشماش خوب نمیبینه. من راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که میتونه تمام کتاب مقدس رو از حفظ بخونه. این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفته، من تعهد کردم برای این طوطی به مدت بیست سال، هر سال صدهزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها روبگه و طوطی از حفظ براش میخونه.
برادران دیگر تحت تاثیر سخنان برادر چهارم قرار گرفتند.
پس از تعطیلات، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت:
میلتون ( اولی )  عزیز، خانه ای که برایم ساختی خیلی بزرگه... من فقط تویک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خانه رو تمیز کنم.
به هر حال ممنونم مایک ( دومی ) عزیز، تو برای من یک سینمای گرانقیمت با صدای دالبی ساختی که گنجایش 50 نفر رو دارد ولی من همه دوستانمو از دست داده ام، همچنین شنواییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام. هیچ وقت از آن استفاده نمیکنم، ولی از این کارت ممنون هستم
ماروین ( سومی ) عزیز، من خیلی پیرم که به سفر بروم پس هیچ وقت ازمرسدس استفاده نمی کنم خیلی تند میره اما فکرت خوب بود ممنون هستم.
ملوین (چهارمی ) عزیز ترینم، تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت و با هدیه اتمنو خوشحال کردی جوجه ی  خیلی خوشمزه ای بود ! و من هیچ وقت مزه آن را فراموش نخواهم کرد ! ممنونم

چهارشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۹۱

اکثریت نادان و اقلیت خائن

روزی اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال کرد :
  آقای نخست وزیر! شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آن سوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را به وجود می آورید ، اما این کار را در بیخ گوش خودتان، یعنی در کشور ایرلند که سال هاست با شما در جنگ وستیز است ،نمی توانید انجام بدهید ؟
چرچیل می گوید: برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم .
روزنامه نگار می پرسد . آن دو ابزار چیست ؟
چرچیل پاسخ می دهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن!