شنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۸

چه جامعه اي عقب افتاده هست؟

من از مفصل این نکته مجملی گفتم

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

اگر خواستید بدانید جامعه ای عقب افتاده هست یا نه

نگاه کنید ببینید جایگاه علما در آن بیشتر است یا ورزشکاران و هنر پیشگان

جمعه، مرداد ۳۰، ۱۳۸۸

سکوت اختران - شعری زیبا از جناب استاد



من سکوت اختران آسمان دانم که چیست

من سکوت عمق بحر بی کران دانم که چیست

من سکوت دختر محجوب پر احساس را

در حضور مرد محبوب جوان دانم که چیست

من سکوتی را که تنها با نوا ی ساز و چنگ

در میان انجمن گردد بیان دانم که چیست

هم سکوت جنگل خاموش را پیش از بهار

هم سکوت مرگ بار مردگان دانم که چیست

داستان ماه را در بدر و تربیع و هلال

ماجرای شمس را با اختران دانم که چیست

اعتراضات ملائک آنچه گفتند آشکار

وآنچه را کردند در خاطر نشان دانم که چیست

آنچه حق آموخت آدم را ز اسماء جمال

و آنچه آدم خواند بر افرشتگان دانم که چیست

سر آن خاک مبارک پی که در طوفان نوح

شد رهایی بخش نوح و نوحیان دانم که چیست

آنچه آتش را گلستان کرد بر جان خلیل

و آنچه گلشن را کند آتشفشان دانم که چیست

یونس اندر بطن ماهی با خدا دانم چه گفت

رمز آن زندان بی نام و نشان دانم که چیست

عطسه آدم که روح القدس بر مریم دمید

و آنچه برد او را بر اوج آسمان دانم که چیست

گفت محی الدین که حیوان شو اگر خواهی کمال

نی نگویم هیچ و حشر مردمان دانم که چیست

گفت رومی من ز بسیاری گفتارم خموش

گفته و ناگفته ای دانای جان دانم که چیست

قصه نرگس که شد مخمور چشم مست خویش

غصه هاتف ز عشق آن جوان دانم که چیست

آنچه را آموخت حافظ از خط زیبای یار

و آنچه گفت از جوهر لعل بتان دانم که چیست

هفت خطم گرچه خطی می نخوانم غیر عشق

خط زیبا بر جمال شاهدان دانم که چیــست

گرچه طفلم در طریق عشق و ابجد خوان

علم مبدأ و پایان کار عارفان دانم که چیست

طفل عشقا دعوی باطل مکن خاموش باش

من سکوت طفل عشق بی زبان دانم که چیست

دکتر حسین الهی قمشه ای


دوشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۸۸

ترجمه مکارم اخلاق

ترجمه ی دعای مکارم اخلاق را می توانید از این لینک دانلود بفرمایید

دانلود

چهارشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۸

شرح حال رابعه عَدَویّه - ذوالنون مصری

رابعه ی عدویه بانوی صاحب نفس و عارفه
بخشی از شرح حال آن بانوی بزرگ به نقل از تذکرت الاولیا را می توانید در لینک زیر ملاحظه بفرمایید:
کلیک کنید - رابعه


ذوالنون مصری و مختصری از شرح حال آن بزرگ فرزانه
کلیک کنید - ذوالنون مصری

رتبه وبلاگ شما در گوگل(کليک کنيد.)

به نام خدا

 

رتبه وبلاگ شما

برگرفته از وبلاگ: http://maghami.parsiblog.com/685115.htm

سايت گوگل تمام سايتهاي معرفي شده به آن را رتبه بندي مي کند.اين رتبه بندي بر اساس اهميت و اعتبار  يک سايت انجام مي پذيرد.بالاترين رتبه يک سايت ،ده از ده مي باشد.سه عکس زير را ببينيد.مشاهده مي فرماييد که از نظر گوگل،رتبه ياهو 9،رتبه سايت ام اس ان 8 و رتبه خود گوگل 10 مي باشد.

 

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/maghami/pageRanking3a.JPG

 


 

 

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/maghami/pageRanking5a.JPG

 

 

 

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/maghami/pageRanking4a.JPG

 

 

 

رتبه ی وبلاگ بنده 2 می باشد

 

 

حالا اگر واقعا مي خواهيد رتبه وبلاگ خود را در گوگل بيابيد،خدا را ياد  کنيد،جرات داشته باشيد ،روي جمله پايين همين صفحه کليک کنيد و پس از باز شدن صفحه ،لينک وبلاگ خود را در محل مخصوص تايپ کنيد،و روي عبارت انگليسي(چک پي آر)کليک فرماييد،تا نظر و رتبه گوگل در مورد وبلاگ شما ظاهر گردد.مانند عکس زير
 

 

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/maghami/pageRanking6.JPG

 

 

 

رتبه وبلاگ شما در گوگل(کليک کنيد.)

 


دوشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۸۸

مطلب ما

دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست
پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
بت روی تو پرستیم و ملامت شنویم
بت پرستی اگر این است که این مذهب ماست

درس خنده در مدارس ژاپن


    درس خنده در مدارس ژاپن

    مسئولان آموزش و پرورش ژاپن به تازگي واحد درسي جديدي را با عنوان واحد خنده براي دانش آموزان اجباري کرده اند .
    در کلاس درس اين واحد ، آموزگاران به دانش آموزان نحوه خنديدن و لبخند زدن را مي آموزند.
    يک آموزگار مي گويد امروزه جوانان صحبت کردن در مقابل يکديگر را فراموش کرده اند و به همين علت ما بايد به آنان استفاده از صورت را براي برقراري ارتباط دوباره به آنها بياموزيم.
    يک دانش آموز مي گويد مايلم بتوانم لبخند مليحي بزنم به طوري که ديگران بگويند لبخند زيبايي دارم و ببينم چه واکنشي اين لبخند به همراه خواهد داشت.
    علت اصلي از دست رفتن ارتباطهاي ميميک و چهره اي جوانان در ژاپن استفاده فزاينده از تلفن همراه عنوان شده است.
    يک روان شناس مي گويد جوانان ژاپني امروزه بيشتر ازطريق پيامک و نمادها به هم لبخند مي زنند و بدنشان بي حرکت مي ماند ، که در آينده مشکلاتي براي بيان احساساتشان پيدا مي کنند.

شنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۸۸

بهشت و جهنم

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند
مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: "تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است"، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!"
هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا نخواهد شد
تخمين زده شده که 93% از مردم اين متن را برای ديگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشيد، اين پيام را برای دیگران ارسال نمایید، من جزء آن 7% بودم، همچنین به ياد داشته باشيد که من هميشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم.
------------ --------- --------- ---------
لطفا این متن را برای دوستان خود ارسال نمایید، کسانی که برایتان ارزشمند هستند، اما اگر این کار را انجام ندادید، نگران نباشید، هیچ حادثه ناخوشایندی برای شما رخ نخواهد داد، شما تنها این فرصت را که به دنیای شخص دیگری با این مطلب روشنایی بیشتری ببخشید، از دست خواهید داد، کسی چه می داند، شاید یکی از دوستان شما هم اکنون بیشترین نیاز را به خواندن این مطلب داشته باشد. 

تیری ز کمانخانه ی ابروی تو جست

تیری ز کمانخانه ی ابروی تو جست

دل پرتو وصل را خیالی بربست

خوش خوش ز دلم گذشت و می گفت به ناز

ما پهلوی چون تویی نخواهیم نشست

ابوسعیدابوالخیر

جمعه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۸

آنفولانزای خوکی

آنفولانزای خوکی

امروز درباره ی آنفولانزای خوکی که اخیرا شایع شده با یکی از پزشکان متخصص صحبت می کردم ایشان گفت: این بیماری ویروسی به سرعت در حال گسترش می باشد و متاسفانه از حدودا هر 10 نفر مبتلا به این بیماری 8 نفر از عربستان آمده اند.

ایشان همچنین گفت: متاسفانه دولت و مسؤولین حج و زیارت از مسافرت حج جلوگیری نمی کنند به این دلیل که باید خودشان خسارت را متحمل شوند و برای اینکه از جیبشان پول کمتری هدر برود همچنان برنامه ی حج و کربلا را باز گذاشته اند.

در حال حاضر تعداد بیماران را حدود 200 نفر اعلام کرد که به صورت تصاعدی هم بالا می رود و درمان قطعیی نیز برای این بیماری اعلام نشده است.

ایشان گفت: در زمانی که آنفولانزای مرغی شایع شد به دلیل آنکه دولت نمی خواست هزینه ای کند بسیار با سرعت مرغ داری هایی که نمونه های بیمار در آن مشاهده شده بود نابود شدند و فقط در یک مزرعه ی شتر مرغ حدود 100 شتر مرغ را از بین بردند.

ولی متاسفانه در حال حاضر برای آنفولانزای خوکی جناب آقای ری شهری اعلام می کنند که ما مشکلی را حس نمی کنیم!!

آقای دکتر ..... گفت: مگر ایشان باید حس کند!؟

وزارت بهداشت صراحتا اعلام کرده که راه حج و کربلا باید تا اطلاع ثانوی بسته شود ولی حضرات بی توجهی می کنند!

ایشان همچنین این نکته را افزود که: اگر تعداد بیماران به 10000 (ده هزار) نفر برسد دیگر از کنترل خارج خواهد شد.

لطفا اطلاع رسانی کنید

پنجشنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۸۸

ولادت حضرت ولی عصر -عج- را ارج می نهیم

قصیده ای خطاب به حضرت ولی عصر (عج)

از حکیم متأله مهدى الهى قمشه‏اى

 

اى شاهد جان باز آ، در غیب جهان کم زن

نقش رخ زیبا را، در پرده عالم زن

راز ابدیت را، در پردهْ نهان گردان

یا رخ به جهان بنما وز سرّ ازل دم زن

اوضاع جهان بنگر، در هم شده چون زلفت

بر نظم جهان دستى، بر طرّه پر خم زن

چون دلبر آفاقى، مشکن صف دلها را

چون کعبه عشّاقى حرفى ز صفا هم زن

از ابلق نُه گردون، جولان به جهان تا کى

زان موکب ازرق سوز، بر اشهب و ادهم زن

مانند خلیل اى جان، آتشکده گلشن کن

بازار صنم بشکن، راه بت اعظم زن

هم شعله موسى را، در وادى طور افروز

هم سرّ مسیحا، را بر سینه مریم زن

چون خسرو امکانى، بر کشور گردون تاز

چون پرتو سبحانى، بر عرش معظم زن

لاهوت مسیحا را، محو رخ زیبا کن

وآشوب کلیسا را، زین معجزه بر هم زن

هم قصّه ى حسنت را، بر خیل ملایک گو

هم شعله ى عشقت را، بر خرمن آدم زن

حال دل مشتاقان، با سانحه‏اى خوش کن

فال دل بدنامان، بر بارقه غم زن

صد قافله دل گم شد، در هر خم گیسویت

دستى پى دلجویى، بر گیسوى پر خم زن

موجى ز یم جودت، بر سبطى و قبطى ریز

هنگامه ى فرعونان، بر آتش از آن بم زن

حالى که رقیبانت، مَستند ز چشمانت

زابروى کمان تیرى، بر سینه ى ما هم زن

ناز تو و شوق ما، بگذشت ز حد جانا

زان عشوه ى پنهانى، راه دل ما کم زن

زخمى که (الهى) راست، در سینه ز هجرانت

تا چند نمک پاشى، رحمى کن و مرهم زن

برخی اصطلاحات اهل معرفت


برگرفته از دیوان حکیم مهدی الهی قمشه ای

برخی اصطلاحات اهل معرفت

و

اشارات عارفان حقیقت

 

عشق و عاشقی: محبت کامل به حق و شهود حسن ازل.

معشوق: معبود به حق و حسن مطلق.

یار و نگار و دوست نیز حق و اولیاء حق و شؤون الهی مقصود است و نیز صنم و دلبر و امثاله [نیز در این معنا به کار گرفته می شود].

شوق: طلب و سفر به سوی معشوق.

...............

http://elahi111.blogspot.com/


مرغ پرنده چو ماند بر زمین


ثبت تصاویری بسیار زیبا از ترکیدن حباب

چهارشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۸

ehdaye_ozv

با سلام

بسياري از دوستان در گروه هستند که علاقه مند کمک به همنوع مي باشند و بسياري از دوستان هم هستند که شايد علاقه مند اهداي عضو باشند تا بعد از هزار سال که احيانا خداي ناکرده از دنيا رفتند اجزاي بدنشون حيات بخش انسان ديگري باشه، حتما اين موضوع رو براي دوستانتون ارسال فرماييد.

http://www.iran-ehda.com/signin/

انشاءالله برکتي هم از اين کار به روح ما و شما برسه

سه‌شنبه، تیر ۰۹، ۱۳۸۸

fereshtehaye_kontorati

قابل توجه فرشته ها، لطفا بهشون بر نخوره

اين مطلبي است از کتاب هبوط دکتر شريعتي يک طنز تلخ در عين حال زيبا و کمي هم خنده دار:

"اين فرشته ها که احساس ندارند، شعور ندارند، اينها یک مشت عمله اند که کنتراتي کار ميکنند،تقلبي کار ميکنند! سر عمله شان شيطان است. درست است که ظاهرا همه مطيع خداوندی خدايند و براي او کار ميکنند، اما پنهاني دست همه شان در دست شيطان است، همه در بيعت اويند، عرضه اش را نداشتند که مثل اوعصيان کنند، اگر نه مي کردند و مي کنند!!! بهترين فرشته ها همان شيطان بود! مرد و مردانه ايستاد و گفت: «نه،سجده نمي کنم،تو را سجده مي کنم اما اين آدمکهاي کثيفي را که از گل متعفن ساخته اي، اين موجود ضعيف و نکبتي را که براي شکم چراني اش، خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواري و آخرت و حق شناسي و محبت و همه چيز و همه کس را فراموش مي کند، براي يک شکم انگور يا خرما يا گندم، گوسفند وار پوزه اش را به زمين فرو مي برد و چشم اش را بر آسمان و بر تو مي بندد سجده نمي کنم، اين چرند بد چشم شکم چران پول دوست کاسب کار پست را سجده کنم؟ کسي را که به خاطر تو، براي نشان دادن ايمان و اخلاص اش به تو ، يک دسته گندم زرد و پوسيده را به قربانگاه مي آورد؟ او را که برادرش را ميکشد...؟ چه مي دانم؟ شايد اين فرشته هايي که اين شبه آدم را درست مي کنند، واقعا غرض خاصي هم نداشته باشند واقعا با همکار و هم قطار سابقشان، هم دست و هم داستان نباشند، ولي حداقل اين هست که اگر هم توطئه اي در کار نباشد ، اينها کنتراتي کار مي کنند، تقلبي کار ميکنند يا خدا روزمزدشان نکرده، کارمزدي کار ميکنند، يعني هر رأس آدم که بسازند، مثلا يک قران مزدش را مي گيرند. يک قران؟ چه خبر است؟ چهار پول ، نيم عباسي ،يک غاز. اين است که تمام هم و غمشان زياد درست کردن است، بالا بردن سطح توليد است! من از روي همين آدم هايي که درست مي کنند و هر روز ، خر در خروار هي مي دهند بيرون ،فهميدم که آنها کارمزدي اند، تقلب مي کنند، حتي توي همين لجن و گل و لاي هم، جنس آشغال مي زنند، از مايه ي روح و احساس و عقل و زيبايي مي دزدند، کش مي روند و ريشه و پي و چربي و روده و شکمبه پر شده و استخوان و پوست و پشم و قازوراتش را زيادتر مي کنند. حتي بعضي را همين جوري نيمه کاره مي دهند بيرون! هنوز اعضاي يدکي اش را درست به هم نبسته اند و جوش نداده اند و پيچ و مهره هايش را سفت نکرده اند، ول ميکنند روي زمين، به قدري آنجا سرشان شلوغ و حواس شان پرت است و از روي بي اعتنايي و سهل انگاري و دستپاچگي کار ميکنند، که گاهي اصلا اسباب و لوازم آدم ها را عوضي مي بندند. مثلا زباني را که براي يک آدم حسابي ساخته اند و مال يک شخص شرافتمند و خوش سخن است ميگذارند توي دهان يک دزد قالتاق پاچه ورمال!!چشم و لب و ماسک صورت را براي يک تيپ معصوم دوست داشتني پر محبت و صميمي و فداکار ساخته بودند،ميکشند به کله ي يک رند هفت خط بدکاره ي رذل! گاهي دل و دماغ يک غلام ، برده ، کنيز و نوکر يا گاهي حتي از حيوانات مثل دل و دماغ خوک يا جغد يا سگ يا مار يا گاو يا الاغ يا روباه يا گرگ يا عنتر يا بوقلمون يا موش يا جغد يا شتر يا شتر-گاو-پلنگ و... را همين جور چشم بسته و شانسي، مي چپانند توي اندام يک آقا ، يک خانم ، يک شخصيت بسيار برجسته،محترم،دانشمند... نمي دانم !گاهي فکر مي کنم شايد شوخي هم ميکنند. خودشان هم از اين کار يکنواخت و خسته کننده يي که بيش از پانصد هزار سال است،از آدم نئاندرتال تا فيلدمارشال و از يأجوج و ماجوج تا آنگلوساکسون و از آدم هاي ميمون نماي عهد بوق تا ميمونهاي آدم نماي عصر برق ، فرقي نکرده و بلکه افتضاح تر هم شده است، حوصله شان سر مي رود و گاه براي تفريح خاطر و خنده و شوخي و رفع ملالت چنين کار بي ثمري ، جوک هاي با مزه اي مي سازند............ "

دکتر شريعتي

چهارشنبه، تیر ۰۳، ۱۳۸۸

خبر از يه موجود عجيبه که در استان بوشهر و در حوالي شهرستان جم ديده شده و چند مدتي بود که ترس و هراس به دل ساکنين اون حوالي انداخته بود گفته ميشه که راننده هايي که از اون محل رد مي شدن صداي اتومبيل آنها باعث اذيت و آزار اين موجود ميشده و باعث تحريک موجود و حمله به اتومبيل ها ميگشته قدرت اين موجود نيز مانند خود موجود شگفت انگيزه به قدري ضربه اون به اتومبيلها باعث پرت شدن اتومبيل ها به کنار جاده ميشده بعد از گذشت چند روز و معلوم نشدن پرت شدن خود به خودي اتومبيل ها گزارشي مبني بر تصادف يک دستگاه کاميون با يک موجود عجيب هشت پا ارئه شد در اين تصادف که حيوان قادر به پرت کردن کاميون پر از بار نبوده پس از تصادف با کاميون گيج شده و حالت تعادل خود رو از دست داده و در اين بين راننده کاميون با چوب دستي خود حيوان رو از پاي در آورده و لاشه حيوان هشت پا رو در کنار جاده آويزان نموده که شما ميتونيد براي ديدن عکس بزرگ تر روی عکس زیر کلیک نمایید لطفا در صورتي که اطلاعات بيشتري درباره ي اين حيوان داريد براي من بفرستيد

یکشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۸

aghaye_hashemi

باسمه تعالي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني زماني از شما با عنوان چرچيل ايران نامبرده مي شد، فراموش نکنيد قبل از اينکه شما يک سياستمدار باشيد يک مسلمان و قبل از اينکه يک مسلمان باشيد يک انسان هستيد! آيا درست است به خاطر اينکه به ساحت فرزندان جناب عالي توهين شده است کشور را به خون بکشيد؟ يک بار بعد از پايان دوره ي رياست جمهوري 8 ساله تان لطف کرديد و قانون را بر هم نزديد ، همه ي کساني که در جريان انتخابات بودند به ياد دارند، بعد از آنکه خبرنگار از شما پرسيد: نظرتان در باره ي يک دوره ديگر رياست جمهوري چيست؟ گفتيد: البته مي شود قانون را تغيير داد ولي ما اين کار را نمي کنيم! مردم آن زمان هم از قدرت شما با خبر بودند ولي شما لطف کرده و قانون را در جهت يک دوره ي ديگر رياست جمهوري خود بر هم نزديد. دست شما درد نکند! جناب آقاي هاشمي ، بعد از دوره ي قبلي رياست جمهوري، شما محبوب گروهي شديد که يک دوره ضايعتان کرده بودند و چرچيل ايران را به آقا سي يا همان آقاي شماره ي 30 در انتخابات مجلس تهران تبديل کردند. بعد از آنکه کتاب هاي عاليجنابان سرخ پوش و عاليجنابان سياه پوش منتشر شد، شما عملا به زمين خورديد ولي اين آقاي خامنه اي بود که از شما حمايت کرد و دست شما را گرفت و گفت: هيچ کس مانند هاشمي به من نزديک نيست! حال چه شده است که رهبر و مقتداي آن افراد ضد قانون شده ايد؟ ياد اوائل انقلاب مي افتم که مجاهدين خلق، چريک هاي فدايي خلق و جنبش هاي مسلمان، همه با هم ائتلاف کردند جهت براندازي رژيم قبل، آيا شما هم چنين قصدي داريد؟ کمي به علي اقتدا کنيم، زماني که استخوان در گلويش و خار در چشمش بود ، براي آنکه فتنه، دامان اسلام را نگيرد 23 سال سکوت پيشه کرد ، کمي از ديوار غرور پايين بياييم از احساسات پاک جوانان سوء استفاده نکنيم و اين احساسات پاک را در راستای منافع خود به خاک و خون نکشيم. جناب آقاي هاشمي امام جمعه و خطيب بزرگ تهران ، زماني که تبليغات هاشمي 2002 را بر روي مانتوهاي چسبان دختر خانوم ها ديدم متوجه شدم اين هاشمي ديگر آن هاشمي گذشته نيست! چه مي شود که ناگهان نويسنده ي برجسته ي کتب دینی، تبديل مي شود به يک انسان مسامحه گر در امر دين؟ قدرت؟ به چه قيمتي؟! الناس علي دين ملوکهم

یکشنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۸۸

elahi_ghomshei_sher_emame_zaman

اوضاع جهان بنگر درهم شده چون زلفت

در نظم جهان دستی بر طره پر خم زن

چون دلبر آفاقی مشکن صف دل ها را

چون کعبه عشاقی حرفی ز صفا هم زن

مانند خلیل ای جان آتشکده گلشن کن

بازار صنم بشکن راه بت اعظم زن

هم آتش موسی را در وادی طور افروز

هم سر مسیحا را بر سینه مریم زن

لاهوت مسیحا را محو رخ زیبا کن

ناقوس کلیسا را زین زمزمه بر هم زن

ناز تو و شوق ما بگذشت ز حد جانا

زان عشوه پنهانی راه دل ما کم زن

زخمی که الهی راست در سینه ز هجرانت

تا چند نمک پاشی رحمی کن و مرهم زن

حکیم فرزانه آقای مهدی الهی قمشه ای

سه‌شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۷

hoviate bad az eslam

ایرانی ها به هیچ وجه به خاطر شمشیر اعراب دین اسلام را نپذیرفتند ، بلکه با شناخت این کار را کردند و اگر شمشیر می خواست به ایرانی ها دینداری بدهد، ، خشونت مغولان بیشتر از عرب ها بود ، در حالی که هیچ وقت پیرو مکتب آنها نشدند ، بلکه این مغول ها بودند که به دین اسلام و ایرانی ها گرویدند این بخشی از سخنرانی جناب دکتر ابراهیم اصلانی است که با موضوع هویت ملی ایران بعد از اسلام در دانشگاه دولتی اراک انجام شد. سخنرانی کامل را می توانید از این لینک دالنود فرمایید: کلیک کنید
حجم 8 مگابایت