پنجشنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۸۸

تو دليلي بفرست

يارب تو زمانه را دليلي بفرست،
نمرودان را پشه چو پيلي بفرست،
فرعون صفتان همه زبر دست شدند،
موسي و عصا و رود نيلي بفرست

آمين

جمعه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۸

ملاصدرا

ملاصدرا مي گويد : خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي‌شود و به قدر نياز تو فرود مي‌آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود، و به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود، و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود، و به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود... پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر. برادر مي‌شود محتاجان برادري را. همسر مي‌شود بي همسر ماندگان را. طفل مي‌شود عقيمان را. اميد مي‌شود نااميدان را. راه مي‌شود گم‌گشتگان را. نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را. شمشير مي‌شود رزمندگان را. عصا مي‌شود پيران را. عشق مي‌شود محتاجانِ به عشق را... خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را. به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛ به شرط پرهيز از معامله با ابليس. بشوييد قلب‌هايتان را از هر احساس ناروا! و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف، و زبان‌هايتان را از هر گفتار ِناپاك، و دست‌هايتان را از هر آلودگي در بازار... و بپرهيزيد از ناجوانمردي‌ها، ناراستي‌ها، نامردمي‌ها! چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند، چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه‌يي خوراك و

تكه‌اي نان مي‌نشيند و بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد، و در دكان شما كفه‌هاي ترازويتان را ميزان مي‌كند و "در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز مي‌خواند" مگر از زندگي چه مي‌خواهيد، كه در خدايي خدا يافت نمي‌شود، كه به شيطان پناه مي‌بريد؟ كه در عشق يافت نمي‌شود، كه به نفرت پناه مي‌بريد؟ كه در سلامت يافت نمي‌شود كه به خلاف پناه مي‌بريد؟ قلب‌هايتان را از حقارت كينه تهي كنيدو با عظمت عشق پر كنيد. زيرا كه عشق چون عقاب است. بالا مي‌پرد و دور... بي اعتنا به حقيران ِ در روح. كينه چون لاشخور و كركس است. كوتاه مي‌پرد و سنگين. جز مردار به هيچ چيز نمي‌انديشد. براي عاشق، ناب ترين، شور است و زندگي و نشاط. براي لاشخور،خوبترين،جسدي ست متلاشي ...

پنجشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۸

الف

ای خواجه اگر قامت اقبال تو امروز
 
       مانند الف هیچ خم  و  پیچ ندارد
 
بسیار تفاخر مکن امروز که فردا
 
       معلوم تو گردد که الف هیچ ندارد

شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۸

نمی دانی ...!

نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى
كه چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترين زن‏هاست را مى‏زند.
نمى‏دانيد چقدر لذت‏بخش است وقتى وارد مغازه‏اى مى‏شوم و مى‏پرسم: آقا!
اينا قيمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمى‏دهد؛ دوباره مى‏پرسم: آقا! اينا
چنده؟ فروشنده كه محو موهاى مش‏كرده زن ديگرى است و حالش دگرگون است، من
را اصلاً نمى‏بيند. باز هم سؤالم بى‏جواب مى‏ماند و من، خوشحال، از مغازه
بيرون مى‏آيم.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى كه به خيابان
مى‏آيند تا لذت ببرند، ذره‏اى به تو محل نمى‏گذارند.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خيابان
قدم مى‏زنيد؛ در حالى كه دغدغه اين را نداريد كه شايد گوشه‏اى از
زيبايى‏هاتان، پاك شده باشد و مجبور نيستيد خود را با دلهره، به
نزديك‏ترين محل امن برسانيد تا هر چه زودتر، زيبايى خود را كنترل كنيد؛
زيبايى از دست رفته‏تان را به صورتتان باز گردانيد و خود را جبران كنيد.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان و دانشگاه و...
راه مى‏رويد و صد قافله دل كثيف، همره شما نيست.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و
افكار پليد مردان شهرتان نيستيد.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى كرم قلاب ماهى‏گيرى شيطان
براى به دام انداختن مردان شهر نيستيد.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى مى‏بينى كه مى‏توانى
اطاعت خدايت را بكنى؛ نه هوايت را.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان راه مى‏رويد؛
در حالى كه يك عروسك متحرك نيستيد؛ يك انسان رهگذريد.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد اين حجاب!
خدايا! لذتم مدام باد.


نویسنده: زهرا قدیانی
منبع: http://www.porseman.net/defaulte.aspx?namayesh=1729

جمعه، بهمن ۲۳، ۱۳۸۸

یکدمک با خود آ، ببین چه کسی
از که دوری و با که هم نفسی
جور کم، به ز لطف کم باشد
که نمک بر جراحتم پاشد
جور کم، بوی لطف آید از او
لطف کم، محض جور زاید از او
لطف دلدار اینقدر باید
که رقیبی از او به رشک آید
دیدی که بهائی چو غم از سر وا کرد
از مدرسه رفت و دیر را مائوا کرد
مجموع کتابهای علم درسی
از هم بدرید و کاغذ حلوا کرد

پنجشنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۸

من هم با نظر شما موافقم : این کلمات تنها جاشون اینجا نیست و برای قرائت , اینها جاشون جلوی چشم ماست و برای عنایت .
2:77
But do they not know that Allah knows what they conceal and what they ???declare
Tidakkah mereka mengetahui bahwa Allah mengetahui segala yang mereka sembunyikan dan segala yang mereka nyatakan
That is a nation which has passed on. It will have [the consequence of] what it earned, and you will have what you have earned. And you will not be asked about what they used to do
So remember Me; I will remember you. And be grateful to Me and do not deny Me.
And spend in the way of Allah and do not throw [yourselves] with your [own] hands into destruction [by refraining]. And do good; indeed, Allah loves the doers of good.
Beautified for those who disbelieve is the life of this world, and they ridicule those who believe. But those who fear Allah are above them on the Day of Resurrection. And Allah gives provision to whom He wills without account
روزکی چـــــند در جهان بودم بر سر خـــــاک باد پیمودم--
ساعتی لطف و لحظهای در قهر جان پاکــــیزه را بــــیالودم
با خرد را به طبع کردم هجو بی خرد را به طمع بـــستودم
آتـشی بر فروخــــــتم از دل وآب دیده ازو بــــــــپالودم
با هواهای حرص و شــیطانی ساعــــتی شادمـــان نیاسودم
آخر الامر چون بر آمد کار رفتـــم و تخم کشته بدرودم
کـس نداند که مــن کـــجا رفتم خود ندانم که من کجا بودم
یادم نیست که این شعر را کجا خواندم ,شایدم تو همین وبلاگ یا ... ,ولی این شعر منتسب به ابن سینا حقا که معجزه ای است از اون پیامبرنما --دقیقا تعریف من هستش ,یک بار دیگر بخونید , تعریف زندگی شما نیست؟؟؟؟؟
روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي. - اول اين که سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري. - دوم اين که در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي. - و سوم اين که در بهترين کاخ ها و خانه هاي جهان زندگي کني. پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد: - اگر کمي ديرتر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که مي خوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد. - اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهنرين خوابگاه جهان است. - و اگر با مردم دوستي کني، در قلب آنها جاي مي گيري و آن وقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.

دوشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۸

آلبوم عکس های دکتر الهی قمشه ای به وبلاگ اضافه شد

 
 

Sent to you by yaghin via Google Reader:

 
 


خوشحالم که به اطلاع عاشقان دکتر حسین الهی قمشه ای برسانم که آلبوم عکسهای کمیابی از ایشون تهیه کردم که شامل 75 قطعه عکس از ایشون در مناسبت های مختلف است و حتی عکس 6 سالگی دکتر هم در این مجوموعه وجود دارد.


برای دیدن عکس های بزرگتر روی عکسهای کوچک کلیک کنید و به دکمه های جهتی در بالای آلبوم برای دیدن تمام عکس ها توجه کنید

آلبوم عکس های دکتر الهی قمشه ای به وبلاگ اضافه شد لطفا برای ورود به آلبوم کلیک کنید


 
 

Things you can do from here:

 
 

چهارشنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۸

از علامه کرباسچیان

کمي فکر کن. زماني بود که گرفتار پستانک بودي و اگر آن را از تو مي گرفتند، ناراحت مي شدي و گريه مي کردي و اگر همه ي دانشمندان دنيا مي گفتند: اين که چيزي نيست؛ روزي مي آيد که اگر هزارها پستانک را ببيني، کم ترين توجهي به آن نخواهي کرد، ممکن نبود اين سخنان کم ترين تاثيري در تو داشته باشد و لحظه اي از گريه آرام بگيري! اين دوران گذشت. بعدا اگر توپي را از دستت مي گرفتند ، بي تاب مي شدي و گريه مي کردي و بر فرض هم که صدها نفر مي گفتند: روزي مي آيد که به اين گريه ي خودت مي خندي، بازهم ترتيب اثر نمي دادي!

یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۸

Contentment تاج خرسندی

My crown is in my heart, not on my head; Not deck'd with diamonds and Indian stones, Nor to be seen: my crown is call'd content; A crown it is that seldom king enjoy.
Shakespear , King Henry, VI, III, I
-------------------------
تاج من بر سرم نیست، تاج من در قلب من جای دارد؛ الماس و فیروزه آن را نیاراسته، و از دیده ها پنهان است تاج من خرسندی من است؛ تاجی که به ندرت پادشاهی را از آن بهره داده اند.
ویلیام شکسپیر

سه‌شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۸

بالای 95 درصد سخنرانی های موجود از جناب دکتر الهی قمشه ای

با سلام
بالای 95 درصد سخنرانی های موجود از جناب دکتر الهی قمشه ای رو می تونید از این آدرس دریافت بفرمایید
http://www.4shared.com/dir/5685495/3973bad0/sharing.html

برای آرمان عزیز آرزوی موفقیت می کنم

البته اینجا هم می تونید یک سری بزنید برای گرفتن فیلم و بعضی سخنرانی ها

دوشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۸

توصیف هفت روز هفته به قلم دکتر حسين محی الدين الهی قمشه ای


هفت رنگ است به ز هفت اورنگ

نيــست بالاتــر از سيــاهی رنگ

هفت روز هفته

رنگها, ستارگان و معانی رمزی و عرفانی آنها يکی از پنج گنج حکيم نظامی گنجوی مثنوی (هفت پيکر) يا هفت گنبد است که بر گرد ماجراهای بهرام گور می گردد. از آن ماجراهای شيرين يکی اين است که بهرام هفت عروس از پادشاهان هفت اقليم به خانه می آورد و مهندسی شيده نام و خورشيد رای هفت عمارت بديع با هفت گنبد رنگين به رنگهای سيارگان هفتگانه برای او بنا می کند و بهرام آن عروسان نوخاسته را هر يک به تناسب رنگ رخسار در يکی از آن هفت گنبد می نشاند و هر روز هفته را که نزد پيشينيان هر يک به سياره ای تعلق دارد با يکی از آن نو عروسان به عيش و نشاط می گذراند.

روز شنبه منسوب به ستاره کيوان (يا زحل) و رنگش سياه است. روز يکشنبه از آن خورشيد است و رنگ زرد و زرين است. دوشنبه روز ماه است که رنگ اصليش را سبز می دانستند. سه شنبه روز بهرام يا مريخ است که جامه سرخ بر تن دارد. چهارشنبه روز سود و سودا و دکان و بازار است و به عطارد(يا تير), که دبير آسمان است و رنگش فيروزه است, تعلق دارد. پنجشنبه روز سعادت و منسوب به مشتری است و رنگ آن صندل گون است و روز جمعه از آن زهره خنياگر است که چون الماس به رنگ سفيد در آسمان می درخشد.

بدين سان اين هفت گنبد از سياه تا سفيد همه رنگها و از کيوان تا زهره همه سيارگان و از شنبه تا جمعه همه زمان ها را در بر می گيرند و به زبان رمز تمامی قصه آفرينش را از سياه که رمزی از اسم باطن يا مقام ذات الهی و خلوت ابدی شاهد هستی با خويش است چنان که شيخ محمود شبستری گفت:

سياهی گر ببينی نور ذات است به تاريکی درون آب حيات است

تا سفيد که ظهور کامل همه رنگ ها و تجلی اسم ظاهر از اسمای حسنای الهی است, باز می گويند: سياه همه رنگها را در خود نهفته است و هيچيک را باز نمی تابد, از اين رو رمز سکوت مطلق و مقام لا اسم و لا رسم يا عنقای مغرب ( شهريار در پرده) و امثال اين گونه تعبيرات است و سفيد همه رنگها را باز می تابد و چون روز همه را آشکار می کند و رمز جمال الهی است که نور آسمان و زمين است و به هر طرف رو کنند چهره اوست.

رنگها و ستارگان روزهای هفته در فرهنگ غرب نيز کم و بيش با آنچه نظامی در هفت پيکر آورده هم آهنگ است. از جمله در زبان انگليسی شنبه را Saturday گويند يعنی روز زحل و رنگ آن به همين مناسبت سياه است زيرا رنگ زحل در آسمان کمی به سياهی می زند.

در اساطير يونان زحل که نامش Chronos يعنی زمان است, پدر خدايان يونانی است که فرزندانش ژوپيتر و ديگران او را از آسمان راندند و او به زمين آمد در روم (ايتاليا) مهمان پادشاهی به نام ژانوس شد و هزار سال نزد او زيست و در اين هزار سال که دوران طلايی ناميده شده است به يمن قدوم زحل, مرگ, و بيماری و پيری و زشتی و قحطی و غيره وجود نداشت و پيوسته همه چيز بر وفق مراد بود و هنوز در ايتاليا جشنی بر پا می شود به نام Satunalia يعنی جشن زحل و نام ژانويه از همان ژانوس گرفته شده است.

روز يکشنبه را Sunday می گويند يعنی روز خورشيد و با آنکه اکنون تعطيل است اما در فرهنگهای انگليسی از آن به عنوان روز اول هفته ياد می کنند, چنانچه ما نيز در فارسی (يک) شنبه می گوييم. گويی شنبه شماره صفر هفته است که هنوز آفرينش شروع نشده و با طلوع خورشيد که همان تجلی نور الهی است آفرينش در روز يکشنبه آغاز شده و روز يکشنبه اولين روز آفرينش و همچنين اولين روز هفته است.

روز دوشنبه را Monday گويند که منسوب به ماه و رنگ آن سبز است زيرا در هيات قديم رنگ اصلی ماه را سبز می دانستند و در زبان انگليسی نيز چنين است که رنگ ماه سبز است و گاهی از آن به حسادت ياد می کنند و رنگ غول حسادت نيز سبز است. و در زبان انگليسی اصطلاح Green with envy بمعنی سبز شده از حسادت, رايج است. اين روز به زن تعلق دارد زيرا ماه زن است و ارتباط ويژهای با زنان دارد از جمله آنکه مظهر نور الهی است و در غيبت خورشيد رسالت او رساندن نور خورشيد به جهان است و زن به علت بلندی مقام و اينکه نگاهش به سوی خورشيد است اين رسالت را می تواند انجام دهد.

روز سه شنبه را Tuesday گويند يعنی روز Tues که نام يکی از خدايان است معادل با مارس يا مريخ و رنگ آن قرمز است. اين روز به مردان تعلق دارد که عاشقند و سرخ رنگ عشق است و روز قربانی و جان فشانی در راه معشوق.

چهارشنبه را Wednesday گويند که روز Oden يکی ديگر از خدايان اساطيری است که آن نيز برابر با Mercury يعنی عطارد است و رنگ آن فيروزه ای است و روز تجارت و سود و سودا است. از همين لغت کلمه Merchant به معنی بازرگان و Mercantile به معنی تجاری آمده است يعنی مربوط به مرکوری يا عطارد که دبير فلک است و دانش دنيوی نزد اوست.

روز پنجشنبه را Thursday خوانند يعنی روز متعلق به Thor که باز از خدايان ژرمنی است و معادل با ژوپيتر يا زئوس در فرهنگ روم و يونان و معادل مشتری يا برجيس در فرهنگ ماست و روز سعادت است.

پنجشنبه که هست روزی خوب در سعادت به مشتری منسوب(هفت پيکر)

و بالاخره روز جمعه يا آدينه را Friday گويند که بعضی گفته اند به معنی روز آسايش و رهايی از کار و فعاليت است و بعضی گفته اند روز درخشندگی و سپيدی است و متعلق به ستاره زهره يا ونوس يا آفروديت است که رنگش در آسمان به سپيدی می زند.

اگر ما نيز چون بهرام هفت روز هفته را در صحبت يکی از هفت عروس هفت اقليم هنر يعنی شعر, نمايشنامه, موسيقی, نقاشی, معماری, مجسمه سازی و سينما که هنر هفتم ناميده شده است بگذرانيم و حکايتی از او بشنويم و به تعبير ديگر هر روز هفته را با يکی از تجليات جمال و جلال الهی سر کنيم همه روزها مبارک و روز اقبال و سعادت خواهد بود.

حسين محی الدين الهی قمشه ای


 
 

Things you can do from here:

 
 

عشق و جانبازی 02

جمعه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۸

یا مهدی تو خود دعا کن

برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل داغدار کافی نیست
خودت دعا کن مهدی جان(عج) که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست

پنجشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۸

فیلم سخنرانی دکتر الهی قمشه ای - عاشورا



via فانوس پندار by علی on 1/21/10

دوستانی که اینترنت پر سرعت دارند می توانند فیلم سخنرانی جناب دکتر الهی قمشه ای را ملاحظه فرمایند
عاشورا - دکتر الهی قمشه ای

با تشکر از دوست خوبم دکتر باقری که این فیلم را در سایت قرار دادند

اگر می تونید لینک این فیلم رو در وب سایت خودتون قرار بدین

 
 

Things you can do from here: